cultivation

punctuation
(5)
nounزراعت ، کاشت ، فلاحَت ، سعی ، کوشِش ، پَرورِش ، جوت ، نشو و نُما ، اِصلاح ، کاشت ، کاشت کاری ، کھيتی باڑی
n.باریک خیالی، جتائ، کاشت، کاشت کاری، نفاست، تمددن، زراعت

English to English

Synonyms | Related Words | Antonyms